زایل نمودن

لغت نامه دهخدا

زایل نمودن. [ی ِ ن ُ / ن ِ / ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) تنحیة. ( منتهی الارب ). دور کردن. جدا ساختن. رجوع به ازاله و زیل شود.

جمله سازی با زایل نمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به نظر مى رسد اين رشته اقدامات تقريبا از سال 518 ق.م. آغاز شد؛ اقداماتى كه در جهت تغيير سازمان و يكپارچه نمودن ادارات ايالتى بود. نتيجه اين تغييرات در بابل و مصر و ساير سرزمين هاى ديگر، يك نظام ادارى واحد بود كه تا پايان حكومت هخامنشيان تغيير مهمى نيافت. (50)

💡 پسر: با وجود معيارهاى كامل در اختيار مسلمانان، چه انگيزه اى آنها را وادار مى كند تا ازمسير حق منحرف شده و بجاى ارزشهاى واقعى از سنگين نمودن مهريه وتحميل مراسم تشريفاتى استفاده كنند آيا اينگونهاعمال و اخلاق را مى توان بطور روشن ريشه يابى كرد؟

پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز