رو دست رفتن

مترادف‌ها

مغلوب شدن، جایگزین شدن

متضادها

ماندن، ثابت ماندن

لغت نامه دهخدا

رو دست رفتن. [ دَ رَت َ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، در مزایده و حراج بیش از دیگری بر قیمت متاع افزودن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

در تداول عامه در مزایده و حراج بیش از دیگری بر قیمت متاع افزودن.

جمله سازی با رو دست رفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دلم چون غبار از تو دارد چه روبم چه روبم غباری که رفتن ندارد

💡 به رفتن چو باد و دویدن چو ببر به جولان چو آتش به شیهه چو ابر

💡 در آموز اول به من رسم و راه پس آنگه ز من راه رفتن بخواه

💡 در نهایت با لو رفتن کودتا وی به سه سال حبس محکوم شد.

💡 t هزینه رفتن به بانک است، R نرخ سود اسمی و P و Y مانند قبل است.

💡 از رفتن دل نیست خبر اهل وفا را آن کس که تو را دید نداند سر و پا را

💡 در دنیای رقابتی تجارت امروز، شرکت‌هایی که به دنبال نوآوری نیستند، به سرعت توسط رقبای جدید و خلاق خود در بازار جهانی رو دست می‌روند.

💡 با پیشرفت سریع تکنولوژی‌های هوش مصنوعی، بسیاری از مشاغل سنتی که بر پایه مهارت‌های دستی بودند، اکنون به شدت در حال رو دست رفتن هستند.

💡 اگر هنرمندان نتوانند سبک‌های جدید و مدرن را با اصالت‌های خود ترکیب کنند، ممکن است در برابر جریان‌های هنری نوپا به زودی رو دست بروند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران