رند افریس

لغت نامه دهخدا

رندافریس. [ رَ اَ ] ( اِ ) به لغت فرنگ پادشاه پادشاهان باشد که کنایه از پروردگار است. ( برهان قاطع ) ( از آنندراج ). || ( اِخ ) نام پادشاهی.( برهان قاطع ). نام پادشاهی از پادشاهان فرنگ. ( آنندراج ). || گویند نام جزیره ای است از جزایر او [ پادشاه ] و در آن درختی است که بار آن درخت، مرغ است و دیگر عجایبات هم هست. ( برهان قاطع ). نام جزیره ای است در فرنگ و در آن جزیره درختی است که بار آن درخت، مرغ است و دیگر عجایبات هم هست. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

به لغت فرنگ پادشاه پادشاهان باشد که کنایه از پروردگار است

جمله سازی با رند افریس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جام می در دست و می گردد مدام ساقی رندان سرمستان ماست

💡 دیدم رندی که سید رندانست از هر دو جهان گذشته و رند آن است

💡 ما و شرابخانه و رندان باده نوش فارغ ز دو سرا بر ما دو سرا یکیست

💡 ترا زین رند دین می‌باید آموخت گر آموزی چنین می‌باید آموخت

💡 درآ در حلقهٔ رندان سرمست تو را گر میل ذوق عارفانست

💡 هر که را جام می به دست افتاد رند و قلاش و می‌پرست افتاد