لغت نامه دهخدا
( رفت آوری ) رفت آوری. [ رَ وَ ] ( حامص مرکب ) رفت آمد. ( ناظم الاطباء ). رفت و آمد. ( فرهنگ لغات شاهنامه ):
یکی گفت ما را خوالیگری
بیاید بر شاه رفت آوری.فردوسی
( رفت آوری ) رفت آوری. [ رَ وَ ] ( حامص مرکب ) رفت آمد. ( ناظم الاطباء ). رفت و آمد. ( فرهنگ لغات شاهنامه ):
یکی گفت ما را خوالیگری
بیاید بر شاه رفت آوری.فردوسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یا اینکه برای اوری پید شرح دادند که: هنگامیکه خسته و گرسنه و تشنه و پریشانحال، در مزارع سیراکوز میگشتند، موفق شده بودند که در مقابل خواندن قطعهای از اشعار اوری پید، آب و غذا دریافت نمایند.