رده رفیع

لغت نامه دهخدا

رده رفیع. [ رَ دِ رَ ] ( اِخ ) قصبه ای از بخش هویزه شهرستان دشت میشان. سکنه آن 2000 تن. آب آنجا از نهر کرخه. محصولات عمده آن غلات و برنج و لبنیات. راه آنجا در تابستان اتومبیلرو. بنای تاریخی آنجا امام زاده ابودبون و ساکنان آنجا از طایفه عشایر سواری می باشند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

قصبه از بخش هویزه شهرستان دشت میشان

جمله سازی با رده رفیع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 279. «دیوان رفیع‌الدّین لنبانی»، فرهنگ آثار (ج 4)، تهران، سروش، ۱۳۹۷.

💡 چند گوئیم که ما را نشود یار مطیع قابل فیض اسیر دل ما نیست رفیع

💡 تو‌ آن رفیع خیالی که شخص هستی ملک به درگه تو ستاده است حلقه سان بر در

💡 که در فراق جناب رفیع تو شب وروز برید فکر و خیال رهی نیاسوده است

💡 سرورا! قصر رفیع قدر تو آباد باد نزدش این صرح ممّرد کمترین بنیاد باد

💡 ز بس رفیع بود پایه‌اش رود تا حشر فلک ز حیرتش انگشت بر دهان ماند

حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز