رحمت ابادسالاری

لغت نامه دهخدا

( رحمت آبادسالاری ) رحمت آبادسالاری. [ رَ م َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان برج اکرم بخش فهرج شهرستان بم. سکنه آن 250 تن. آب آن از قنات. محصول عمده آن غلات و خرما است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

جمله سازی با رحمت ابادسالاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روشـن اسـت كـه مـنـظـور از مـديـن در ايـنـجـا اهـل مدين است، آنها بودند كه از رحمت خدا دورافتادند.

💡 به کیش اهل حقیقت جز این گناهی نیست که پیش رحمت عامش برند نام گناه

💡 زهی آسایش و رحمت نظر را کش تو منظوری زهی بخشایش و دولت پدر را کش تو فرزندی

💡 بـه همين جهت در آيه بعد مى فرمايد: مردم در پذيرش حق با هم اختلاف دارند مگر آنها كهمشمول رحمت پروردگارند (الا من رحم ربك ).

💡 فرشتگان مى گويند: اى پروردگار ما! رحمت تو! سپس پروردگار مى گويد: از اينگذشته چه چيز است ؟!

💡 چو مرغ نیم بسمل می طپم از شوق تیغ تو خدا را دست رحمت برگشا از بهر تسکینم