رای اعتراضی
مترادفها
رای مخالفت
متضادها
رای موافق
فرهنگستان زبان و ادب
رأی اعتراضی
{protest vote} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] رأیی که به نشانۀ اعتراض به دیگر نامزدها به فردی داده می شود که بختی برای پیروزی ندارد
جمله سازی با رای اعتراضی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تظاهرات هواداران جنبش سبز در ۱۶ آذر ۱۳۸۸، تظاهراتی اعتراضی بود که در ۱۶ آذر ۱۳۸۸ در روز دانشجو در ایران با حضور دهها هزار نفر از مردم و دانشجویان برگزار شد.
💡 گر کسی را اعتراضی، هست بر دعوی من حضرت فضل است حاضر، بنده اینک گو بیا
💡 آهنگهای وی معمولاً وجهه اعتراضی با زبان نرم دارد و تقریباً دربارهٔ موضوعات و مسائل مختلفی در ترانههای خود حرف زدهاست.
💡 گروهی از مالباختگان بهمنموتور، در اعتراض به رسیدگی نشدن به درخواستهای آنها، در برابر ساختمان وزارت صنعت، معدن و تجارت در تهران، تجمع اعتراضی برگزار کردند.
💡 بنا بر گزارش کمپین پیگیری حقوق افراد معلول، گروهی از این شهروندان با برگزاری تجمعهای اعتراضی جداگانه در برابر ساختمانهای اداره کل بهزیستی در کرج و اراک نسبت به عدم اجرای ماده ۲۷ قانون معلولان اعتراض کردند.
💡 بسیاری از شهروندان با دادن رای اعتراضی، قصد داشتند مخالفت خود را با لیست کاندیداهای معرفی شده در این انتخابات رسمی اعلام کنند.
💡 در تحلیلهای سیاسی، افزایش تعداد رای اعتراضی میتواند نشاندهنده عدم رضایت بخش قابل توجهی از جامعه نسبت به وضعیت موجود و گزینههای پیش رو باشد.
💡 او تصمیم گرفت برای نشان دادن نارضایتی خود از سیاستهای اقتصادی دولت، به جای شرکت در رقابت، تنها یک رای اعتراضی در صندوق بیندازد.