لغت نامه دهخدا
راهبر گوالیاری. [ ب َ رِ گ ُ ] ( اِخ ) محمد سعید، از شعراء قرن دوازدهم هَ. ق. رجوع به مقالات الشعراء چ کراچی ص 224 شود.
راهبر گوالیاری. [ ب َ رِ گ ُ ] ( اِخ ) محمد سعید، از شعراء قرن دوازدهم هَ. ق. رجوع به مقالات الشعراء چ کراچی ص 224 شود.
محمد سعید از شعرائ قرن دوازدهم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آیسک خود را به عنوان «بستری بینالمللی برای افراد جوان به منظور اکتشاف و توسعه تواناییهای راهبری خود» معرفی میکند.
💡 می رساند فیض او دل را بسرحد کمال می شود ارشاد او اهل طلب را راهبر
💡 چه حالت است که بردیم گنج و رنج نبود بگوی دوست مگر بخت نیک راهبر است
💡 محملی بر شعله؛ اشکی توشه، آهی راهبر شمع در شبگیر فرصت طرفهسامانکرد و رفت
💡 مرد راهبر باید پیر راهت، ای برنا ورنه گم شوی با او، گرنه راهبر خیزد
💡 دوش به راهبر زند، راه یگانه طی کند می ندهد بدست کس عشق زمام خویش را