فرهنگستان زبان و ادب
{ether drift} [فیزیک] فرضیه ای که بنا بر آن اثیر نسبت به کرۀ زمین در حرکت است متـ. رانش اتر
{ether drift} [فیزیک] فرضیه ای که بنا بر آن اثیر نسبت به کرۀ زمین در حرکت است متـ. رانش اتر
فرضیهای که بنا بر آن اثیر نسبت به کرۀ زمین در حرکت است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برجستم و چابک بمیان رانش نشستم مولع شدم از حرص و مرا صد نفر آمد
💡 کان خرش در چنگ گرگی مانده بود پارهها از پشت و رانش میربود
💡 شیر و روباه شکاری چو بدست آرند روبهش پوست برد، شیر خورد رانش