راضی بالله

راضی بالله نام یکی از خلفای عباسی است که با عنوان ابوالعباس احمد بن المقتدر بن المعتضد شناخته می‌شود و در دوران خلافتش در سال‌های آغاز سده چهارم هجری قمری بیعت شد. او شخصیتی شاعر، فصیح، ذکی و با تدبیر داشت و برخی ویژگی‌هایش پیش از او در هیچ خلیفه عباسی دیده نشده بود، از جمله مدون کردن اشعار خود و خطبه خواندن در روز جمعه از منبر. راضی بالله در اداره امور ملک بسیار مستقل بود و کمتر به مشورت وزرا نیاز داشت، اما در عین حال دوران خلافتش با فتنه‌ها و شورش‌هایی از جمله اقدامات مرداویج در اصفهان همراه بود. در زمان او قدرت آل بویه در عراق و عجم افزایش یافت و حکام محلی نفوذ بیشتری پیدا کردند، همچنین بخش‌هایی از مصر، شام، اندلس و خراسان تحت کنترل دیگر حاکمان محلی قرار گرفت. وی در سال ۳۲۷ هجری قمری درگذشت و وزرای برجسته‌ای چون ابن مقله، عبدالرحمان عیسی بن جراح و ابوجعفر محمد بن قاسم کرخی در خدمتش بودند. لقب راضی بالله نشان‌دهنده رضایت و تعلق او به خدا و مشروعیت الهی خلافتش بود. دوران خلافت او از نظر فرهنگی و ادبی غنی بود و تاثیر قابل توجهی بر شعر و دیوان‌نویسی عباسیان گذاشت. راضی بالله نمونه‌ای از خلیفه‌ای بود که هم قدرت سیاسی داشت و هم در امور ادبی و فرهنگی برجسته بود. تاریخ نگاران او را فردی منحصر به فرد در میان خلفای عباسی توصیف کرده‌اند و دورانش الگویی از تعامل خلافت با حاکمان محلی و قدرت‌های منطقه‌ای محسوب می‌شود.

لغت نامه دهخدا

( راضی باللّه ) راضی باللّه. [ بِل ْ لاه ] ( اِخ ) ابوالعباس احمدبن المقتدربن المعتضد، از خلفای عباسیان بود و با او در سال 322 هَ. ق. بیعت کردند. صاحب تجارب السلف گوید: وی شاعر و فصیح و ذکی و عاقل و متفردشد بچیزها که قبل از او هیچ خلیفه آن نداشت یکی آنکه اشعار او را مدون کردند و پیش از او هیچ خلیفه عباسی را دیوان شعر نیست. دیگر آنکه تدبیر ملک، خویش میکرد و باستشارت وزراء محتاج نمی شد. دیگر آنکه روز آدینه را بر منبر خطبه کرد و هیچ خلیفه را بعد از او آن اتفاق نیفتاد، و در ایام او کار مرداویج در اصفهان قوت گرفت و او مردی بود که در عراق عجم خروج کرد ولشکری جمع آورد و آوازه درافتاد که او میخواهد ملک را از اعراب بستاند و بپارسیان دهد. در این میان ناگاه غلامان او را بکشتند و آن فتنه فرو خوابید و هم درایام راضی کار آل بویه بالا گرفت. اما کار خلافت ضعیف شد و حکام اطراف غالب گشتند، پارس را علی بن بویه و ری و اصفهان و دیگر بلاد را برادرش حسن بن بویه و موصل و دیاربکر را ربیعةبن حمدان داشتند و مصر و شام در دست محمدبن طغج بود و بعد از او بفاطمیان منتقل گشت واندلس را عبدالرحمان بن محمد اموی داشت و خراسان و دیگر بلاد شرقی از آن نصربن احمد سامانی بود. راضی در سال 327 هَ. ق. درگذشت. وزرای او عبارت بودند از:
1- ابن مقله 2- عبدالرحمان عیسی بن جراح 3- ابوجعفرمحمدبن قاسم کرخی 4- سلیمان بن حسن بن ملخد 5- ابوالفتح فضل بن جعفربن فرات 6- ابوعبداﷲ احمدبن محمد بریدی. ( از تجارب السلف ص 216 تا 219 ). و رجوع به تاریخ گزیده ص 344 و چهارمقاله ص 96 و 252 و مجمل التواریخ و القصص ص 378 و خاندان نوبختی ص 202 و تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ص 87 و غزالی نامه ص 23 و آتشکده آذر ص 177 و احوال و اشعار رودکی ج 1 ص 399 و تاریخ اسلام ص 206 و کامل ابن اثیر ص 106 و فهرست کتاب الاوراق و شدالازار ص 358 و 363 و عقدالفرید ج 4 ص 251 و قاموس الاعلام ترکی و اعلام المنجد و الاعلام زرکلی و فهرست عیون الانباء و تاریخ الحکماء قفطی و فارسنامه ابن البلخی ص 117شود.