فرهنگستان زبان و ادب
{straight head of rice, rice straight head} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] اختلالی در برنج که نشانۀ عمدۀ آن راست ایستادن خوشه و برگ و عقیم ماندن گل ها و سبز ماندن بوته هاست
{straight head of rice, rice straight head} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] اختلالی در برنج که نشانۀ عمدۀ آن راست ایستادن خوشه و برگ و عقیم ماندن گل ها و سبز ماندن بوته هاست
💡 ضریب خوشگی معیاری است برای نشان دادن این ویژگی که «همهٔ دوستان من یکدیگر را میشناسند». گاهی اوقات ضریب خوشگی به صورت دوستان دوست من، دوست من هم هستند توصیف میشود. بهطور دقیقتر ضریب خوشگی یک راس به نسبت یالهای موجود بین همسایهها به بیشینه یالهای ممکن بین همسایههای یک راس گفته میشود. ضریب خوشگی بالا در یک شبکه، نشانه دیگری از یک شبکه دنیای کوچک است.
💡 نمی سوزم اگر برق اجل در خرمنم افتد که من در خوشگی از کاه گندم را جدا کردم