لغت نامه دهخدا
رازمنا. [ ] ( اِخ ) نام قدیم خوارزم بوده. ( از آنندراج ). اما این ضبط بر اساسی نیست نام خوارزم در اوستا خوارزم و در کتیبه های هخامنشی ( بپارسی باستان ) هوارزمیش آمده است. ( مقدمه ج 1 برهان چ معین ).
رازمنا. [ ] ( اِخ ) نام قدیم خوارزم بوده. ( از آنندراج ). اما این ضبط بر اساسی نیست نام خوارزم در اوستا خوارزم و در کتیبه های هخامنشی ( بپارسی باستان ) هوارزمیش آمده است. ( مقدمه ج 1 برهان چ معین ).
نام قدیم خوارزم بوده. اما این ضبط بر اساسی نیست نام خوارزم در اوستا خورازم و در کتیبه های هخامنشی آمده است.
💡 در سینه منم حریف و انباز کسی سرمستم کی نهان کنم راز کسی
💡 اين موضوع را به امام صادق (ع ) عرض كردم، و خواستم راز آن را به من بگويد.
💡 راز «جوچه» اتصال شما به نقطه خارج از خودتان است به کیم جونگ کبیر
💡 با ما چرا نگوئید راز خود ای حریفان ما را چو یار محرم بر راز خویش کرده
💡 سـرگـذشـت يـوسـف و داسـتـان او بـا بـرادرانـش بـار ديـگـر ايـناصل معروف را به ثبوت مى رساند كه دروغگو نمى تواند راز خود
💡 با تو راز تو عیان گردد یقین پردهها آنگه بماند بر یقین