دیگ ابزار

لغت نامه دهخدا

دیگ ابزار. [ اَ ] ( اِ مرکب ) دیگ افزار. حوایج القدر. ابزارالطبیخ. آنچه برای پختن ضرورت دارد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به دیگ افزار شود.

فرهنگ فارسی

دیگ افزار. آنچه برای پختن ضرورت دارد.

جمله سازی با دیگ ابزار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کیف نوعی نگهدارنده از جنس کاغذ، پارچه یا پلاستیک نازک است که معمولا از سمت بالا باز می شود. کیف ابزار متداولی به شکل ظرفِ غیر سخت است. استفاده از کیف‌ها به پیش از تاریخِ مکتوب برمی‌گردد.

💡 این گروه آنزیمی، انواع و نام‌های گوناگونی دارند و ابزار قدرمندی جهت تجزیهٔ دیوارهٔ سلول‌های گیاهان توسط پاتوژن‌هایی است که از آنها تغذیه می‌کنند. (قارچ‌ها، باکتری‌ها و غیره)

💡 (اقـفـال ) جـمـع (قـفـل ) در اصـل از مـاده (قـفـول ) بـه مـعـنـى بـازگشت كردن يا(قـفـيـل ) بـه مـعـنـى اشـيـاء خـشـك اسـت، و از آنـجا كه وقتى در را به بندند و بر آنقفل زنند هر كس بيايد از آنجا بازمى گردد، و همانند موجود خشك و صلب چيزى در آن نفوذنمى كند اين كلمه به اين ابزار مخصوص گفته شده است.

💡 معمولاً ماهی‌ها خونسردند، و هندسهٔ بدن آن‌ها به گونه‌ای است که بتوانند به سرعت شنا کنند، آن‌ها با کمک آبشش اکسیژن را از آب بیرون می‌کشند یا اینکه از ابزاری برای تنفس هوای بیرون (جو) بهره می‌برند. ماهی‌ها دو باله دارند همچنین معمولاً یک یا دو (به ندرت سه) بالهٔ پشت دارند، یک باله در ناحیهٔ مقعد و یک دمِ باله-مانند. پوست ماهی‌ها معمولاً با پولک (فَلس) پوشانده شده است و تخم‌گذارند.