لغت نامه دهخدا
دینه کان. [ ن َ ] ( اِخ ) قریه ای است در حومه شیراز یک فرسخ و نیم شمال و مغرب شیراز. ( از فارسنامه ناصری ).
دینه کان. [ ن َ ] ( اِخ ) قریه ای است در حومه شیراز یک فرسخ و نیم شمال و مغرب شیراز. ( از فارسنامه ناصری ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن غمگسار دینه مرا غمفزای گشت وان غمفزای هست کنون غمگسار من
💡 جهان فضل که پیر خرد به نسبت او تهی ز جمله فضائل چو طفل دینه بود
💡 صد عمر ابد هیچ نیرزد بهگذشتن امروز خوشی هست اگر دینه نباشد
💡 امروز به از دینه ای مونس دیرینه دی مست بدان بودم کز وی خبرم آمد
💡 دینه رود، روستایی از توابع بخش رودبارالموت شهرستان قزوین در استان قزوین ایران است.
💡 گر چه از ما واگسستی صحبت دیرینه را جا مده باری تو در دل دوستان دینه را