لغت نامه دهخدا
دیر ایوب. [ دَ رِ اَی ْ یو ] ( اِخ ) نام قریه ای است به حوران از نواحی دمشق و قبر ایوب نبی در این قریه است. ( از معجم البلدان ).
دیر ایوب. [ دَ رِ اَی ْ یو ] ( اِخ ) نام قریه ای است به حوران از نواحی دمشق و قبر ایوب نبی در این قریه است. ( از معجم البلدان ).
💡 صبرِ من در سختجانیها قیامت میکند سایهٔ بید ست زخمِ تیغ، ایوب مرا
💡 نقل این گفتگو، به شیوه مناظرهای طولانی بین ایوب و دوستان دانشمند او، در کتاب ذکر شدهاست. این گفتگوها بیشتر مانند یک مناظره کلامی و اعتقادیاست.
💡 ایوب پورتقی (زادهٔ ۱۱ دی ۱۳۵۱ - درگذشته ۷ مهر ۱۴۰۰) بوکسور اهل ایران بود.
💡 عاشق اوگاه چون یعقوب از غم شیفته است گاه چون ایوب در رنج و بلاها صابرست
💡 سلیم آن بیوفا آخر وفا بر وعده خواهد کرد ولیکن عمر نوح و طاقت ایوب میخواهد
💡 ایوب سلیمانی سرتیپ پاسدار فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است، که هماکنون بهعنوان معاون طرح، برنامه و بودجه ستاد کل نیروهای مسلح فعالیت میکند.