فرهنگستان زبان و ادب
{fire lookout , towerman} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] شخصی که وظیفه اش آشکارسازی و گزارش حریق از نقطه ای مشرف به آن است
{fire lookout , towerman} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] شخصی که وظیفه اش آشکارسازی و گزارش حریق از نقطه ای مشرف به آن است
شخصی که وظیفهاش آشکارسازی و گزارش حریق از نقطهای مشرف به آن است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز دیده دیدبان از دز نگه کرد سیه ابری بدید از لشکر و گرد
💡 نشسته روز و شب چون دیدبانان به راه نامه و پیغام جانان
💡 او در هانوفر آلمان به دنیا آمد و طی جنگ جهانی دوم یک بیسیمچی و دیدبان توپخانه بود.
💡 گر گلم بودی و میوه همچو تو خودبینمی فارغم از دید خود بر خودپرستان دیدبان
💡 ولی دیدبان حقوق بشر با تأیید عفو بینالملل میگوید «هیچ موردی که نشان دهد حزبالله از سپر انسانی استفاده کردهاست نیافتهاست».
💡 خاص بهر لشکرش برساخت چرخ ترک و هندو دیدبان در شرق و غرب