دیدار گشتن

لغت نامه دهخدا

دیدار گشتن. [ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) مرئی شدن. ( یادداشت مؤلف ). پدیدار شدن:
ببزم و به نخجیر بر کوه و دشت
چنین تا بژی برز دیدار گشت.اسدی ( گرشاسب نامه ص 348 ).

فرهنگ فارسی

مرئی شدن. پدیدار شدن.

جمله سازی با دیدار گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صائب ترا که طاقت دیدار یار نیست از انتظار دوست چه حاصل، چه فایده؟

💡 مرا از نعمت دیدار، دل سیری نمی‌داند ز روی دوستان، آیینه دلگیری نمی‌داند

💡 هر جا که کنی جلوه بود اهل نظر را دیدار تو فرخنده و رخسار تو فرخ

💡 بس شب که نوان بودم بر درگه وصلش تا روز مرا در زد و دیدار نپذرفت

💡 یکی دیدار و گفتار از یکی هست یقین میدان که کل او بیشکی هست

تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز