فرهنگستان زبان و ادب
{counterconditioning} [روان شناسی] روشی تجربی که در آن به حیوانی که قبلاً به صورت خاصی نسبت به محرک شرطی شده است، می آموزند که به همان محرک پاسخی متفاوت با پاسخ اصلی بدهد
{counterconditioning} [روان شناسی] روشی تجربی که در آن به حیوانی که قبلاً به صورت خاصی نسبت به محرک شرطی شده است، می آموزند که به همان محرک پاسخی متفاوت با پاسخ اصلی بدهد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون نکردی التفاتی در سفر شد سال و ماه تا به دارالملک وحدت بو کزو سازی سفیر
💡 پس کنی فخر از لباست بر فقیر خویش را سازی ز نعمت چون امیر
💡 هرکسی سازی به ذوق خویشتن سر میکند دل میان مطربان خوش کرده یار دلنواز
💡 گر دیدهٔ جانرا جلی سازی بانوار علی نزد حسینت جا دهد بنمایدت روی حسن
💡 غیر از صدای العطش و بانگ الوداع سازی نداشت بزم سلیمان کربلا