دوک ریسه

لغت نامه دهخدا

دوک ریسه. [ س َ / س ِ ] ( اِ مرکب ) دوکی که بدان ریسمان و طناب خیمه و جز آن تابند. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( برهان ) ( انجمن آرا ). مِفتَلَة. ( السامی فی الاسامی ) ( مهذب الاسماء ) ( دهار ):
گر کونت از نخست چنان باد ریسه بود
آن بادِ ریسه اکنون چون دوک ریسه گشت.لبیبی.و رجوع به دوک شود.

فرهنگ عمید

دوک، آلتی که با آن نخ می ریسند.

جمله سازی با دوک ریسه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حالت‌های خاص خزینه شامل خزینه اتصال، خزینه ریسه، و خزینه حافظه است.

💡 نخستین جلسه مجلس به ریاست سنی ابراهیم حکیمی در ۱ اردیبهشت برگزار شد و همچنین در ادامه همین جلسه انتخابات هیئت ریسه نیز برگزار گردید که در نتیجهٔ آن محمدصادق طباطبایی با کسب ۲۰۴ رأی از مجموع ۲۳۲ رأی نمایندگان حاضر در جلسه به ریاست مجلس مؤسسان دوم برگزیده شد.

💡 در این قیاس، مشتری‌ها همان ریسه‌ها هستند.

💡 اندیس ریسه یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر انار استان کرمان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، طلا است.سنگ میزبان این اندیس مجموعه‌های ولکانیکی_ رسوبی و آندزیت-داسیت است در این اندیس، پاراژنز‌های کریزوکولا، مالاکیت، اپیدوت و طلا. یافت می‌شوند.

💡 به‌طور کلی، بسته به شکل ریسه‌ها، گلسنگ‌ها را از نظر ظاهری این‌گونه دسته‌بندی می‌کنند:

💡 امامزاده سید مراد در نزدیکی محلات ریسه و کندز

نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز