لغت نامه دهخدا
دورو احمد. [ اَم َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بردخون بخش خورموج شهرستان بوشهر. واقع در 102 هزارگزی جنوب خورموج در ساحل خلیج فارس کنار شوسه سابق بوشهر. 174 تن سکنه. آب آن از چاه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
دورو احمد. [ اَم َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بردخون بخش خورموج شهرستان بوشهر. واقع در 102 هزارگزی جنوب خورموج در ساحل خلیج فارس کنار شوسه سابق بوشهر. 174 تن سکنه. آب آن از چاه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
💡 نام نخست پرتغال، پورتو-کاله بود و آن نام شهر کوچکی بود واقع در کنار رودخانه دورو که در زمانهای قدیم شکوه و رونقی خاص داشت و ناحیه اطراف این شهر (اوپورتوی کنونی) سرزمین پرتغالی (Terra portucalense) نامیده میشد.
💡 مرا زبان و دل اندریکیست کم چو تو نیست دو سوی قلب و زبان و دوروی سر و علن
💡 گرچه دورو همچو زرم مُهر تو دارد نظرم از مه و از مِهر فلک مهتر و افلاکترم
💡 استالیانو با یک بازیگر پورنوگرافی به نام کریستی لین در سالهای ۱۹۹۳ رابطه داشت. در ۲۰۰۸ با یک پورن استار به نام تریشا دورو ازدواج کرد.
💡 دوراتون رودی است که به دورو میریزد. این رود از کشور اسپانیا میگذرد.
💡 کفر و دین روشن ضمیران را نمی سازد دو دل کی شود شبنم دورو، گر بر گل رعنا نشست؟