دوتاه شدن

لغت نامه دهخدا

دوتاه شدن. [ دُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) تاه شدن. ( ناظم الاطباء ). روی هم خمیدن. لایی روی لای دیگر قرار گرفتن. غرض. تمغج. انقعاص؛ دوتاه شدن چیزی. ( منتهی الارب ). || خمیدن. خمیده شدن. خمیده پشت گردیدن. ( یادداشت مؤلف ):
هلال عید بدانگونه رخ نمود به ما
چو عاشقی که شد از غم نزار و زار و دوتاه.منوچهری.|| مضاعف شدن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

تاه شدن. روی هم خمیدن.

جمله سازی با دوتاه شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با دلدل تو توسن گردون جنیبت است زی ات ماه نو که به پشت دوتاه اوست

💡 ز بسط عدلش جز زلف یار و سنبل تر کسی ندید که پشتی ز غم دوتاه آمد

💡 زرشک چهره توماه تیره گشت و خجل ز شرم قامت تو سرو کوژ گشت و دوتاه

💡 سرشک و پشت رهی را دوتا و رنگین کرد بنفش چهرۀ رنگین و بوی زلف دوتاه

💡 خصم تو نالنده و زرد و دوتاه دایم در نزع بود چون کمان

💡 چو پشت گردون در سجدهٔ خدیو جهان به پیش رویش آن زلف‌ کرده پشت دوتاه

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز