لغت نامه دهخدا
دندان ریزک. [ دَ زَ ] ( اِ مرکب ) بیماری باشد که از آن دندانها افتند، گویند آتشک است و آتشک فرنگی نیز گفته اند که بدترین اقسام آن است. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی کتابخانه مؤلف ).
دندان ریزک. [ دَ زَ ] ( اِ مرکب ) بیماری باشد که از آن دندانها افتند، گویند آتشک است و آتشک فرنگی نیز گفته اند که بدترین اقسام آن است. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی کتابخانه مؤلف ).
بیماری باشد که از آن دندانها افتند گویند آتشک است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گه به دندان در عدن شکنی گه به مژگان صف ختن شکنی
💡 زخم دندان ندامت می رسد سبابه را از میان جمله انگشتان، که ایمان را گواست
💡 ز چشمِ شورِ کواکب مَجو برومندی که هیچ دانه نگردد به زیرِ دندان سبز