دلاک اباد

لغت نامه دهخدا

( دلاک آباد ) دلاک آباد. [ دَل ْ لا ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دستگردان، بخش طبس، شهرستان فردوس. آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه،ذرت و گاورس است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

( دلاک آباد ) دهی است از دهستان دستگردان بخش طبس شهرستان فردوس.

جمله سازی با دلاک اباد

💡 جز ندامت نیست دلاک کسلهای هوس دست افسوسی که دارم سینه‌مالی می‌کند

💡 استاد محمد آنکه دلاک بود همچون دم تیغ خویش ناپاک بود

💡 در خراسان مراسم حنابندان در حمام برگزار می. شود دلاک نباتی لای انگشتان پای عروس می‌گذارد و شروع به گذاشتن حنا روی آنها می‌کند، البته عروس تا هدیه ای از مادرشوهر نگیرد دست اجازه این کار را نمی‌دهد.

💡 2 - طایفه گائینی : از هفت طایفه که در قم جزو زندیه است، قشلاق آنها از قم تا پل دلاک ساوه است و ییلاق آنها به سمت شاهسون است.

💡 ماساژ ابتدا در دربار شاهان و سپس در حمام‌های عمومی حداقل از دوران پسا اسلامی بدین سو رواج داشته. این کار به وسیله روغن‌های گیاهی و خوشبو، به دور از سرما انجام می‌گرفت. مَثَل مشهور «شیر بی یال و دم و اشکم که دید» مولانا در دفتر اول مثنوی و نیز داستان توبه نصوح هر دو با مراجعه به دلاک آغاز شده‌است. در منابع اسلامی برای هر روغنی خواصی قید شده و توصیه‌هایی دربارهٔ ماساژ با آن‌ها صورت گرفته‌است.

💡 رفت شخصی تا که بتراشد سرش در بر دلاک از خود خر ترش