دشت مندور

لغت نامه دهخدا

دشت مندور. [ دَ ت ِ م َ ]( اِخ ) دشتی بوده است در حدود ارمنستان:
گهی راندند سوی دشت مندور
تهی کردند دشت از آهو و گور.نظامی.

جمله سازی با دشت مندور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امام (عليه السلام ) فرمود: مگر نمى دانى كه هر ملتى براى خود ازدواجى دارند، از مندور شو.

💡 فرمود: (يا على ان امتى سيفتنون من بعدى )(362) بعد از من امت من مورد امتحان وآزمايش قرار مى گيرند بعد در آنجا مى فرمايد: به پيغمبر عرض كردم: يارسول الله ! آن گروهى كه در احد شهيد شدند 70 نفر بودند كه در راءس آنها حمزة بنعبدالمطلب بود، آنها قهرمان هاى احد بودند و من از اين فيض محروم ماندم و شهادت از مندور شد خيلى ناراحت شدم كه چرا من به اين فيضنايل نشدم.

💡 در حديثى آمده است كه در قيامت مادر و فرزندى را مى آورند كه هر دو بار سنگينى از گناهبر دوش دارند، مادر از فرزند تقاضا ميكند در عوض آنهمه زحمات كه در دنيا براى توكشيدم مقدارى از بار مسئوليت گناه مرا را بر دوش گير، فرزند به مادر مى گويد از مندور شو كه من از تو گرفتارترم !.