لغت نامه دهخدا
( دریای آزوو ) دریای آزوو. [ دَرْ ی ِ ] ( اِخ ) دریای آزف. ( از تاریخ ایران باستان ج 1 ص 582 ). رجوع به دریای آزف در ردیف خود شود.
( دریای آزوو ) دریای آزوو. [ دَرْ ی ِ ] ( اِخ ) دریای آزف. ( از تاریخ ایران باستان ج 1 ص 582 ). رجوع به دریای آزف در ردیف خود شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 می کشد سلسله موج به دریای گهر جای رشک است بر آن دل که مشوش باشد
💡 هر ذره ازو در سر سودای دگر دارد هر قطره ازودردل دریای دگردارد
💡 آن جهان یک تابش از خورشید دل وین جهان یک قطره از دریای دل
💡 ای عجب هر قطره اشکم که بگشادم ز هم قرب صد دریای خون در وی مجاور یافتم
💡 طغرل چه خوش است مصرع دریای معانی یاران به خط جام ببندید میان را!
💡 شش جهة غرق است در دریای وحدت خشک لب قطره ها را در محیط عشق نبود پیش و پس