لغت نامه دهخدا
دریا وانیدن. [ دَرْ دَ ] ( مص مرکب ) دریابانیدن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). آموزاندن. فهماندن. افقاه. افهاء. الحان. ( تاج المصادر بیهقی ). تفهیم. ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ).
دریا وانیدن. [ دَرْ دَ ] ( مص مرکب ) دریابانیدن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). آموزاندن. فهماندن. افقاه. افهاء. الحان. ( تاج المصادر بیهقی ). تفهیم. ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ).
دریا بانیدن. فهماندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غرقه در دریای عشق و دست و پائی می زنیم تا از این دریا چه آید بر سر ما ای پسر
💡 آراوت نفر جمعیت دارد و در ارتفاع متر بالاتر از سطح دریا قرار گرفته است.
💡 دریا چو ابر بار دگر آب شد ز شرم چون گشت روشنش که چه پاکیزه گوهرم
💡 ایندلینگ ۳۱٫۴۳ کیلومترمربع مساحت دارد ۴۶۶ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 سوکورو ۱۲۲٫۱۰ کیلومترمربع مساحت دارد ۱٬۳۰۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 زماه و دریا گویند شاعران دایم زرای و همت ممدوح چو کنند سخن