لغت نامه دهخدا
دری خیروئیه. [ دَ ی َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان گروه بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت. واقع در 28هزارگزی شمال خاوری ساردوئیه و دوهزارگزی باختر راه مالرو رابر به ساردوئیه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
دری خیروئیه. [ دَ ی َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان گروه بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت. واقع در 28هزارگزی شمال خاوری ساردوئیه و دوهزارگزی باختر راه مالرو رابر به ساردوئیه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده کوچکی است از دهستان گروه بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدیشان چنین گفت کز شهریار سخن کردم از هر دری خواستار
💡 قیمت آزادی و عشرت بدان ای که به آزادی و عشرت دری
💡 دری بست و دو در همبرش بگشاد چراغی برد و شمعی باز بنهاد
💡 دری از غیب بر رویم گشودند به شمع معنی ام راهی نمودند
💡 از درت آن را که نگشاید دری تا ابد نگشایدش در دیگری
💡 هر جور و جفا که بر من آید من ره به دری دگر ندانم