دباغ کول
لغت نامه دهخدا
دباغ کول. [ دَب ْ با ] ( اِخ ) نام موضعی به استرآباد رستاق مازندران. ( سفرنامه رابینو ص 127 بخش انگلیس ).
فرهنگ فارسی
نام موضعی به استر آباد رستاق مازندران
جمله سازی با دباغ کول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تپه چغازر دباغی مربوط به مس وسنگ - عصر مفرغ - دوره اشکانیان - سدههای میانه دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان کرمانشاه، بخش ماهیدشت، دهستان چغانرگس، ضلع شمالی روستای چغازر دباغی واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۱۷۳۸ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 جلال دباغ در ۱۲ مه ۱۹۳۹ در شهر سلیمانیه در جنوب کردستان عراق متولد شد. او یکی از نه فرزند، پنج پسر و چهار دختر است.
💡 تمساحهای وحشی در بسیاری از مناطق مورد محافظت قرار گرفتهاند، اما آنها بهطور تجاری در مزرعه هم نگهداری میشوند. پوست آنها دباغی میشود و برای درست کردن بسیاری از وسایل چرمی مانند کفش و کیف دستی مورد استفاده قرار میگیرد.
💡 مسجد دباغ خانهٔ اهر مربوط به دوره قاجار است و در اهر، خیابان رسالت، کوچه دباغخانه واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۵۱۹۰ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 سراجی با دباغی متفاوت است. وظیفه دباغ آمادهسازی و پرداخت پوست حیوانات برای تبدیل آن به چرم است اما سراج وظیفه دارد که چرم را به اشکال مختلف در بیاورد و آنها را به محصول نهایی تبدیل کند.
💡 سارویها در سال ۱۹۸۲ در مسابقات قهرمانی کشتی بازیهای آسیایی دهلی صاحب دو مدال نقره توسط عسگری محمدیان و محمد حسین دباغی شدند.