داش برون

لغت نامه دهخدا

داش برون. [ ] ( اِخ ) نام موضعی است به شمال گرگان در کوک لان.

فرهنگ فارسی

نام موضعی است بشمال گرگان در کوک لان

جمله سازی با داش برون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یک پایانه مسافربری برون شهری ویژه کارکنان شرکت نفت و گاز گچساران

💡 ببخش جاذبه یی تا ز خود برون آییم که نیست غیرگریبان چاک دست آویز

💡 رادیو برون‌مرزی آذری (مستقر در تبریز) با رادیو برون‌مرزی تاجیکی (مستقر در مشهد) اجرای مشترک داشته‌است.

💡 با اين سخن، درگيرى آن دو منتهى شد ولى رازقتل از پرده برون افتاد و خبر شناخته شدنقاتل به اطلاع فرعون رسيد.

💡 روزی که برون آمده از بیضه شوقت پر نازده اول به سر دام رسیدیم

💡 دلم در آن رسن زلف عنبرین آویخت بدان طمع که برون آید از چه ذقنش

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز