داد جوئی

لغت نامه دهخدا

دادجوئی. ( حامص مرکب ) عمل دادجو. دادخواهی.

فرهنگ فارسی

عمل داد جو

جمله سازی با داد جوئی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر چه پوئی جز ره حق باطل است هر چه جوئی جز خدا، بی حاصل است

💡 جوئی چه مدد بر زمش از چرخ ای صاحب فهم و هوش و ادراک

💡 سید سرمست اگر جوئی حریف خیز مستانه به میخانه درآ

💡 که پیش از مرگ یابی آنچه جوئی که در دنیا تو بیشک ذات اوئی

💡 رضا جوئی از او بباید ز تو که او هم رضا شاید آید ز تو

💡 خویش گم کرده ای و می جوئی خوش بود خویش را چو وایابی

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز