لغت نامه دهخدا
خیال سازی. [ خ َ / خیا ] ( حامص مرکب ) خیال پروری. خیال بازی:
ای دل از تن خیال سازی چند
بخیالی خیال بازی چند.نظامی.
خیال سازی. [ خ َ / خیا ] ( حامص مرکب ) خیال پروری. خیال بازی:
ای دل از تن خیال سازی چند
بخیالی خیال بازی چند.نظامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هدویگ، جغد خیالی و همراه همیشگی در دنیای هری پاتر، یک بوف برفی بود.
💡 زاهد تو و رب ارنی؟ این چه خیال است با دیده خودبین نتوان دید خدا را
💡 بمیرم چشم مستت را که جانم زنده میدارد دلم را با خیال خود به جان با زنده میدارد
💡 ای تمنایتْ خیالاندیشِ تصویرِ محال صید خود کن دیگر از عنقا چه میجویی نشان
💡 ادامه حضور در تمرینات و مسابقات به سلامت جسمی و روحی ورزشکار بستگی دارد. ورزشکارانی که کمتر از ۸۰ درصد وزن ایدهآل خود وزن دارند ممکن است نتوانند با خیال راحت شرکت کنند.
💡 بهخاطر آرایش پیوسته در دگرگونی مجموعهٔ سرشار و پیچیدهای از صور خیال در غزل حافظ، معمولاً چنین تصور میشود که ابیات از یکدیگر مستقلند و غزل فاقد ساختاری کلی و جامع است.