خون گیری

فرهنگستان زبان و ادب

{bleeding , exsanguination} [علوم و فنّاوری غذا] خارج کردن بیشترین خون ممکن از بدن حیوان در هنگام ذبح

جمله سازی با خون گیری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دشمنش گیری بجان و دل همی ای تو کمتر در جهان از هر کمی

💡 ز لعلت گر کنم دریوزه کامی به لؤلؤ لعل را گیری که خاموش

💡 صولجان هر گه به کف گیری ز زلف دل همی خواهد که گردگوی تو

💡 بخاک عجز ز پیری نشسته ای و هنوز بغیر گردن مینا عصا نمی گیری

💡 یقین در پیش دار ای مرد سالک که در عین یقین گیری ممالک