خون گیری
مترادفها
حجامت
فرهنگستان زبان و ادب
{bleeding , exsanguination} [علوم و فنّاوری غذا] خارج کردن بیشترین خون ممکن از بدن حیوان در هنگام ذبح
جمله سازی با خون گیری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دشمنش گیری بجان و دل همی ای تو کمتر در جهان از هر کمی
💡 ز لعلت گر کنم دریوزه کامی به لؤلؤ لعل را گیری که خاموش
💡 صولجان هر گه به کف گیری ز زلف دل همی خواهد که گردگوی تو
💡 بخاک عجز ز پیری نشسته ای و هنوز بغیر گردن مینا عصا نمی گیری
💡 یقین در پیش دار ای مرد سالک که در عین یقین گیری ممالک
💡 در طب سنتی قدیمی، پزشکان از روش خون گیری برای درمان برخی بیماریهای خاص و بهبود گردش خون در بدن بیماران استفاده میکردند.
💡 بسیاری از افراد هنوز به روشهای سنتی مانند خون گیری برای رفع خستگی مفرط و بیخوابیهای شبانه اعتماد دارند و آن را موثر میدانند.
💡 با وجود پیشرفتهای چشمگیر پزشکی مدرن، هنوز برخی از عطارها و حکیمان قدیمی از عمل خون گیری برای متعادل کردن اخلاط بدن استفاده میکنند.