لغت نامه دهخدا
خوش سریرت. [ خوَش ْ / خُش ْ س َ ری رَ ] ( ص مرکب ) خوش طینت. خوش باطن. خوش ذات.
خوش سریرت. [ خوَش ْ / خُش ْ س َ ری رَ ] ( ص مرکب ) خوش طینت. خوش باطن. خوش ذات.
خوش طینت خوش باطن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لیکن او را بصیرتی نبود نور چشم و سریرتی نبود
💡 به حقارت بما مبین زاهد سر اسرار از سریرت اوست
💡 از سرایت جدا مباد سریر وز سریرت جدا مباد سرور
💡 هست در سیرت و سریرت تو از بزرگی هر آنچه می باید
💡 شمع دین صورت و بصیرت او عقل جان سیرت و سریرت او