خوش زخمه

لغت نامه دهخدا

خوش زخمه. [ خوَش ْ / خُش ْ زَ م َ / م ِ ]( ص مرکب ) خوش پنجه. آنکه ساز خوب نوازد:
نوای مطرب خوش زخمه و سرودی غنج
خروش ِ عاشق ِ سرگشته و عتاب ِ نگار.مسعودی.

فرهنگ فارسی

خوش پنجه آنکه ساز خوب نوازد

جمله سازی با خوش زخمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برق آهنگ است هشیارش زنند خویش را چون زخمه بر تارش زنند

💡 قدح لب کبود است و خم در خوی تب چرا زخمه تب لرزه چندان نماید

💡 زخمه بر عود اثر زد دل و من سنجیدم او سراینده و من پرده نیوشندهٔ راز

💡 به خموشی بگذارید دل زار مرا خون علم گردد اگر زخمه برا ین تار زنم

💡 زخمه بر چنگ برای طرب است تو به آن غمزده ای این عجب است

💡 ناهید زخمه پرور ناقوس کوب انجم گفت از سماع مادح تو به زیوری ندارم

کاف یعنی چه؟
کاف یعنی چه؟
آباد یعنی چه؟
آباد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز