خورسند شدن
مترادفها
خوشحال شدن، خشنود شدن، شاد شدن
متضادها
ناراحت شدن، غمگین شدن، ناخشنود شدن
لغت نامه دهخدا
خورسند شدن. [ خوَرْ / خُرْ س َش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خرسند شدن. شاد شدن. خورسند گشتن. ( یادداشت مؤلف ). || قانع و راضی شدن.
فرهنگ فارسی
خرسند شدن یا قانع و راضی شدن
جمله سازی با خورسند شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای گل رعنا برای عندلیب بینصیب نیست گر بوئی به رنگی از خودت خورسند کن
💡 بیا که جای تو خالی است در حوالی چشم اگر بگریه من خاطر تو خورسند است
💡 به کنج عزلت و گنج قناعتم خورسند به پیری است مرا، کر و فر عهد شباب
💡 رو بر نتابم از تو گرم تیر می زنی خورسند ار مرا تو به شمشیر می زنی
💡 شهر خورسند دارای ۱۳هزار و ۳۲۲نفر در قالب دو هزار و ۸۹۱ خانوار است.
💡 این آبادی در دهستان خورسند قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، خالی از سکنه دائم بودهاست.
💡 خورسند شدن پس از یک تلاش بسیار طولانی، شیرینترین تجربهای است که هر انسان میتواند در طول مسیر پرچالش زندگی حرفهای و شخصی خود تجربه کند.
💡 خورسند شدن مشتریان از خدمات ارائه شده، مهمترین شاخصی است که یک شرکت بزرگ برای ارزیابی دقیق کیفیت عملکرد خود در بازار پررقابت دارد.
💡 اگر بتوانیم با کارهای کوچک و مهربانانه، خورسند شدن دیگران را رقم بزنیم، قطعاً جامعهای بسیار انسانیتر، صمیمیتر و با پیوندهای اجتماعی قویتر خواهیم داشت.