خوار گشتن

مترادف‌ها

ذلیل شدن، پست شدن، خوار شدن، بی‌ارزش شدن

متضادها

عزیز شدن، سربلند شدن

لغت نامه دهخدا

خوار گشتن. [ خوا / خا گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) بی اعتبار گشتن. ناچیز گشتن. بحساب نیامدن. بی قدر گشتن. بی ارزش گشتن. ( یادداشت بخط مؤلف ):
من اینجا دیر ماندم خوار گشتم
عزیز از ماندن دائم شود خوار.رودکی.دریغا که دانش چنین خوار گشت
ندانم کسی کش بدانش هوی ست.ناصرخسرو.مستهان و خوار گشتند از فتن
ازوزیر شوم رای و شوم فن.مولوی.|| ذلیل شدن. بدبخت شدن. بیچاره شدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

جمله سازی با خوار گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز زر سرخ گرانمایه تر چه دانی نیز بگیتی اندر، یا خوار مایه تر ز سفال

💡 خوار از عجز و تنزل شده ام می خواهم که به صلحش نروم تا به عتابم نبرد

💡 "سلطان علی دو پسر شیر خوار با نام‌های تیمور خان و هلو خان از خود بر جای گذاشت. "

💡 با استفاده از سلاح برنده تبليغ است كه نقشه هاى شوم جهان خواران نقش ‍ بر آب وتوطئه هاى شيطانى آنان خنثى مى شود.

💡 [۱۳] مقدونی نادان بدون توجه به شیران ایران زمین به اینجا آمد، از آنزان تا انشان (ایذه فعلی تا کهگیلویه فعلی) در همه میدان‌ها خوار شد.

💡 اى پروردگار ما هر كه را تو در آتش افكنى او را سخت خوار كرده اى و او ستمكار بوده وستمگران را هيچ كس يارى نخواهد كرد (192).

💡 بسیاری از بزرگان معتقدند که تلاش برای حفظ غرور کاذب، در نهایت منجر به خوار گشتن انسان در برابر حقیقت و از دست دادن عزت و کرامت انسانی می‌شود.

💡 در داستان‌های حماسی، قهرمانان همواره تمام تلاش خود را به کار می‌بندند تا از خوار گشتن در برابر دشمنان قدرتمند و ظالم در میدان جنگ جلوگیری کنند.

💡 او از اینکه در برابر نگاه تحقیرآمیز اطرافیان خود دچار خوار گشتن شود، بسیار نگران بود و سعی داشت با حفظ وقار خود، این موقعیت را مدیریت کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران