لغت نامه دهخدا
خلط بلغمی. [ خ ِ طِ ب َ غ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بلغم. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خلط بلغمی. [ خ ِ طِ ب َ غ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بلغم. ( یادداشت بخط مؤلف ).
بلغم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اواخر قرن نوزدهم میلادی دسامبر[پانویس ۱] (دانشمند و محقق فرانسوی)، در دائرةالمعارف صد جلدی پزشکی مقالهٔ مفصلی تحت عنوان «مزاج»[پانویس ۲] نوشت. در این مقاله دسامبر فقط مزاجهای دموی، بلغمی، صفراوی و سوداوی را که فهم آن آسان بوده مورد بحث قرار داده و در خصوص مزاجهای گرم و سرد و تر و خشک که فهم و تفسیر آنها مشکل بوده، چیزی ننوشتهاست. در واقع، موضوعی را که اساس طب قدیم بر آن استوار میباشد، مسکوت گذاشتهاست.جرج سارتن[پانویس ۳]