خلاف ورزی

لغت نامه دهخدا

خلاف ورزی. [ خ ِ / خ َ وَ ] ( حامص مرکب ) مخالفت. مناقضت. ضدیت. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با خلاف ورزی

💡 از یک پیاله ام ز خلاف فلک بخر کز سر برون شدم چو می از تنگنای خم

💡 همانطور كه قبلا شرح داديم حق مطلب بر خلاف همه اينها بوده و (امر بين الامرين )است نه به آن صورت كه اشاعره گفته اند (افراط) و نه به آن گونه كه معتزله نظرداده اند (تفريط) و ان شاء الله در بحثهاى آينده اين كتاب، بحثىمفصل و كافى از نظر عقل و نقل (قرآن و حديث ) در پيرامون اين مساله عنوان خواهيم كرد.

💡 24- بحار، ج 39، ص 113. در اين روايت دو مطلب بر خلاف مشهور به چشم مىخورد. اول آنكه شماره آيات، 124 آيه دانسته شده است در حالى كه عدد آيات، بر حستشماره گذارى قرآنهاى موجود از 120 آيه تجاوز نمى كند. ديگر آنكه آيه ولايت كه آيه55 مائده است، به عنوان آيه 60 ياد شده است.

💡 زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم زان سوی او چندان نعم زین سوی تو چندین خطا

💡 همچنین نرخ خودکشی مردان از زنان در گرینلند فزون‌تر است. بیش‌تر مرگ و میر ناشی از خودکشی را مردان ۱۵ تا ۲۴ سال به خود اختصاص می‌دهند. بر خلاف دیگر کشورهای غربی، نرخ خودکشی در گرینلند با بالا رفتن سن کاهش می‌یابد.

💡 بر خلاف گفته نويسنده تاريخ قم و ياقوت حموى، مردم قم ازاوايل فتح شهر به دست مسلمانان، جزء دوستداران خاندان پيغمبر (صلى الله عليه وآله )در آمده اند و همواره با عمال اموى مبارزه مى كرده اند.