خشت مالیدن

لغت نامه دهخدا

خشت مالیدن. [ خ ِ دَ ] ( مص مرکب ) خشت زدن. ( یادداشت بخط مؤلف ). گل را در قالب صورت خشت دادن. || دروغی در بزرگی و غناء حاضر یا گذشته خویش گفتن. مال و جاه خویش بیش از حقیقت گفتن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || ادعای بدروغ کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

خشت زدن گل را در قالب صورت خشت دادن یا دروغی در بزرگی و غنائ حاضر یا گذشته خویش گفتن.

جمله سازی با خشت مالیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برای درمان لق شدن دندان، خوردن مخلوط پخته شده شوید و سرکه و همچنین مالیدن آن‌ها بر دندان مفید است و درد دندان را نیز برطرف می‌سازد.

💡 واژه مسواک عربی شده واژه «سِواک» در پارسی میانه است. واژه سواک به معنی مالیدن بر دندان است.

💡 روش‌های گزارش شده برای درمان، شامل مالیدن دیواره‌های واژَن توسط ماماها و وارد کردن «کیر» یا اشیاء به شکل «آلت تناسلی مرد» به داخل واژَن بود.

💡 افراد محدوده و مسیرهای ترجیحی خود را با پاشیدن ادرار بر روی پوشش گیاهی مجاور، انداختن پوسته‌ها در طول مسیر، و مالیدن دهان خود بر روی علف‌ها یا زمین در حالی که بزاق ترشح می‌کنند، مشخص می‌کنند.