لغت نامه دهخدا
خرمن رویه. [ خ َ / خ ِ م َ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) چنبری که در جای خرمن روید. پس از آنکه غلات و تخمهایی بر اثر خرمن کردن از خرمن گیاه برمیدارند آنچه را در زمین ماند و بعداً سبز شود خرمن رویه می نامند.
خرمن رویه. [ خ َ / خ ِ م َ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) چنبری که در جای خرمن روید. پس از آنکه غلات و تخمهایی بر اثر خرمن کردن از خرمن گیاه برمیدارند آنچه را در زمین ماند و بعداً سبز شود خرمن رویه می نامند.
چنبری که در جای خرمن روید پس از آنکه غلات و تخمهایی بر اثر خرمن کردن از خرمن گیاه بر میدارند آنچه در زمین ماند و بعدا سبز شود خرمن رویه می نامند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 می دود بس که پی خرمن مردم چشمت پوست وقت است بر اندام تو غربال شود
💡 کاین سینه و پستان چو دو خرمن لاله گشتست ز سرما چو یکی شاخ چناری
💡 ز دانه خرمن اهل غرور مایه ندارد رود بغارت اگر برخورد بکاهربائی
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به مادام بوواری، گلگتا، سگ زرد، خرمن اشاره کرد.
💡 پسران كه آه و ناله پدر، آتش در خرمن وجودشان افكنده بود گفتند: پدر جان، تو آنقدراز يوسف ياد ميكنى كه آخر الامر خودت را بيمار و ناتوان يا نابود خواهى كرد.
💡 يكى ديگر از افرادى كه در قم از خرمن علم آيت حق، شاه آبادى خوشه ها چيد آية اللهالعظمى سيد شهاب الدين مرعشى نجفى است.