خرقه ٔ انجم

لغت نامه دهخدا

خرقه انجم. [ خ ِ ق َ / ق ِ ی ِ اَ ج ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) لباس ستاره. کنایه از نور و روشنی ستاره است:
خرقه انجم ز فلک برکشید
خط خرابی بجهان درکشید.نظامی.

فرهنگ فارسی

لباس ستاره کنایه از نور و روشنی ستاره است.

جمله سازی با خرقه ٔ انجم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خرقه پوشانیم ما در قید عالم نیستیم همچو شاهان جهان منت کشی هم نیستیم

💡 بدان چهل‌تن در ریگ رفته تشنه جگر لباس آن همه یک خرقه، قوت یک خرما

💡 (از خرقه هیچ زحمت و علت کسی ندید) (اکثر فسادها همه از لقمه بنگرم)

💡 خرقه و دراعه و داغ جبین حرفیست مفت صاحبان روح عالی را نشانی دیگر است

💡 بده می کز فروغش خرقه و دفتر بسوزانم بمستی از سر این سبحه و زنار برخیزم

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز