لغت نامه دهخدا
خرده نجاری. [ خ ُ دَ / دِ ن َج ْ جا ] ( اِ مرکب ) آنچه از چوب پس از رندیدن باقی ماند. رندش. پوشال. آشغال چوب.
خرده نجاری. [ خ ُ دَ / دِ ن َج ْ جا ] ( اِ مرکب ) آنچه از چوب پس از رندیدن باقی ماند. رندش. پوشال. آشغال چوب.
آنچه از چوب پس از رندیدن باقی ماند رندش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخی دیگر مانند آنهایی که هنگام تحصیل در دبیرستان به سراغ آموزشهای فنی و حرفهای (مانند نجاری یا برقکاری) رفتهاند میتوانند دورههای کارآموزی مشابه را در ارتش دنبال کنند.
💡 آسیاب برجی شهرک شهید فهمیده مربوط به دوره قاجار است و در شمال بزرگراه تهران به قزوین، خیابان شهید نجاری واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۶۲۰ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 در استفاده از این اره نیاز به جابهجایی الوار یا صفحات چوب یا فلز نیست بلکه فرد آن را بر روی مصالح جابهجا میکند و به دلیل آسانی در کارکرد و حمل، از آن در صنعت ساختمانسازی و نجاری بسیار استفاده میشود.
💡 رنده یک ابزار نجاری است که برای صاف کردن، یا کم کردن ضخامت، یا یکدست کردن سطح ناهموار چوب بکار میرود.
💡 ملامین در اندازه و قطرها، طرحها و رنگهای متفاوت وجود دارد. صفحههای سنگین ملامین در هنگام بریده شدن با ارههای نجاری معمولاً خرد و تراشه تراشه میشوند.
💡 شاهرخ و پدرش مغازه نجاریشان را از خیابان فروغی (فیل خانه) به خیابان امیریه انتقال دادند و تارسازی را بهصورت حرفه اصلی خود آغاز کردند.