خراج اور

لغت نامه دهخدا

( خراج آور ) خراج آور. [ خ َ وَ ] ( نف مرکب ) آنکه خراج رساند. ( از آنندراج ). آنکه خراج برای حاکم برد. خراج دهنده. خراجگزار:
خراج آورش حاکم روم و ری
خراجش فرستاد کسری و کی.نظامی.

جمله سازی با خراج اور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غمی که شادی عالم بدو خراج دهد سریر سلطنتش خاطر حزین من است

💡 بهر خراج حسن ز ما نقد جان بگیر آنگاه خط برآور و پشت برات کن

💡 گردون ستم به خانه خرابان فزون کند جای خراج گنج ز ویرانه می‌برند

💡 آرام نگاهت ز دل سنگ گرفته است لعل تو خراج از می گلرنگ گرفته است

💡 چهره زرین خراج هر دو جهان است عاشق اگر قصر زرنگار ندارد

میراد یعنی چه؟
میراد یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز