فرهنگستان زبان و ادب
{optional tourism service} [گردشگری و جهانگردی] بخشی از خدمات گردشگری که هزینۀ آن در قیمت برنامۀ سفر در نظر گرفته نشده است، اما مسافر امکان انتخاب و خرید آن را دارد
{optional tourism service} [گردشگری و جهانگردی] بخشی از خدمات گردشگری که هزینۀ آن در قیمت برنامۀ سفر در نظر گرفته نشده است، اما مسافر امکان انتخاب و خرید آن را دارد
بخشی از خدمات گردشگری که هزینۀ آن در قیمت برنامۀ سفر در نظر گرفته نشده است، اما مسافر امکان انتخاب و خرید آن را دارد.
💡 محنت: زحمت و الم را گویند، که از سبب معشوق به عاشق رسد، اختیاری و غیراختیاری.
💡 اکثر مخمرها و کپکها که درون غذا یا بر سطح آنها رشد میکنند، از انواع هوازی هستند هر چند که برخی از آنها به شرایط بیهوازی اختیاری نیز تمایل دارند.
💡 هر کسی را اختیاری هست در عالم، مرا عشق او بر هر دو عالم اختیار افتاده است
💡 در دستور زبان، افزودهها آن ترکیبهایی از یک جملهاند که اطلاعات اضافی از زمان، چگونگی و نحوه عملکرد کنشی را بهدست میدهند. برخلاف متممها که مکرراً اجباری هستند، افزودهها در جمله اختیاری هستند.
💡 با هم شدن:با توجه به سیگنال ورودی، وضعیت فعلی و نماد پشته،اتومات میتواند دنبال کند انتقال را به حالت دیگر و به صورت اختیاری پشته را دستکاری کند.
💡 خسروا چون تو که دیدست افتخار و اختیار خسروان را اختیاری خسروی را افتخار