خانه ٔ راستان

لغت نامه دهخدا

خانه راستان. [ ن َ / ن ِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خانه مردم درستکار. خانه مردمان صدیق و راست:
جهان خانه راستان نیست راهت
بگردان سوی خانه راستانه.ناصرخسرو.|| کعبه. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

خانه مردم درست کار خانه مردمان صدیق و راست.

جمله سازی با خانه ٔ راستان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دست ده با راستان در قطع پستی های طبع بی عصا مگذر که در راه تو صد جوی و جر است

💡 گوید اگر کسی چسان زیست کنند راستان بگذر از اهل صومعه میکده آ که همچنین

💡 میرا خدای راست سوی راستان بود زانست راست کار تو دائم که راستی

💡 گرم تو در نگشایی کجا توانم رفت به راستان که بمیرم بر آستان ای دوست

💡 470- داستان راستان، /ج 2 /ص 103 بهنقل از بحار چاپ قديم /ج 10 /ص 89.

💡 دو محمد آفرید ایزد سزای آفرین آن رسول راستان این پادشاه راستین

زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز