لغت نامه دهخدا
حناء مجنون. [ ح َن ْ نا ءِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) وسمه است. وسمه و رنگ. ( ناظم الاطباء ).
حناء مجنون. [ ح َن ْ نا ءِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) وسمه است. وسمه و رنگ. ( ناظم الاطباء ).
💡 ای لولیان ای لولیان یک لولییی دیوانه شد تشتش فتاد از بام ما، نک سوی مجنونخانه شد
💡 3- ( و ما صاحبكم بمجنون: ) پيامبر مجنون نيست، و آيات ديگرى در اين رابطة.
💡 تا بر این مجنون فرو ناید ز دیگر جایها کودکان را سنگ کوی او به دامان کردهام
💡 ناقه محملنشین یک بار راهی گم نکرد عمرها مجنون به این امید در هامون نشست
💡 در كتاب ((حجر))(708) ولايت حاكم بر مجنون و سفيه در صورت نبود پدر و جد موردبحث قرار گرفته است.
💡 29 - حال كه چنين است تذكر ده، و به لطف پروردگارت تو كاهن و مجنون نيستى.