لغت نامه دهخدا
حصن سلمان. [ ح ِ ن ِ س َ] ( اِخ ) از قلعه های قورس از عواصم است. منسوب به سلمان بن ربیعة یا سلمان بن قرات است. ( معجم البلدان ).
حصن سلمان. [ ح ِ ن ِ س َ] ( اِخ ) از قلعه های قورس از عواصم است. منسوب به سلمان بن ربیعة یا سلمان بن قرات است. ( معجم البلدان ).
از قلعه های قورس از عواصم است منسوب بسلمان ابن ربیعه یا سلمان ابن قرات است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرمودهای که سلمان، کمتر سگی است پیشم یعنی که من به پیشت، این اعتبار دارم؟
💡 روح سلمان، قلب و عشقت بر ترست از طور روح ورنه عشقت، گفتمی روح است و قلبم قالب است
💡 دوش با دل، راز عشق دوست گفتم، غیرتش گفت سلمان بس، که هر کس محرم اسرار نیست
💡 دشمنان گفتند: کام دوست ناکامی توست عاقبت سلمان به رغم دشمنان شد، دوستکام
💡 پس او را رها كرده، رفتند. چون سلمان ماجرا را دريافت، آنان را نزد اميرمؤمنان عليهالسلام برد و گفت: اين شخص، خليفه و جانشين پيامبر و پسر عم اوست، پرسش خود رابر او عرضه داريد !
💡 نیست سلمان کم ز خاری و خسی دامن مکش ای گل خندان و ای آب حیات از خار و خس