لغت نامه دهخدا
حشو ملیح. [ ح َ وِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حشو لوزینه. حشوی که معنی نیفزاید لیکن در عذوبت بیفزاید. شمس قیس آرد: آن است که هر چند شعر در معنی بدان محتاج نباشد در عذوبت آن بیفزاید و آن را رونقی دیگر دهد، چنانکه رشید گفته است:
در محنت این زمانه بی فریاد
دور از تو چنانم که بداندیش مباد.
لفظ «دور از تو» حشوی ملیح است و همو گفته است:
خیالات تیغت که برنده بادا
منازل در ارواح اعدا گرفته.
و اگر توانستی که گفتی منازل در دماغ اعدا گرفته بهتر بودی، که جای خیال دماغ است. ( المعجم فی معاییر اشعار العجم ص 280 ).