حسین اباد خاکستر

لغت نامه دهخدا

( حسین آباد خاکستر••• ) حسین آبادخاکستری. [ ح ُ ی ِ دِ ک ِ ت َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان القورات بخش حومه شهرستان بیرجند. واقع در42 هزارگزی شمال بیرجند. ناحیه ای است کوهستانی ولی معتدل. دارای 20 تن سکنه میباشد. فارسی زبانند. از قنات مشروب میشود. محصول آنجا غلات است. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. راه مالرو میباشد، از نزدیک بستوان میتوان اتومبیل برد. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

جمله سازی با حسین اباد خاکستر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دنیای حرفه‌های شغلی، رنگ با دقت ارزیابی می‌شود. در دنیای مد، حرفه مفهوم خاکستری و تنهای مشکی دارد؛ زیرا این رنگ‌ها فقدان خصوصیات شخصیتی است و خنثی هستند. خاکستری یک پیام هوشیاری و وقار همراه با حداقل خلق و خو را می‌رساند.

💡 سوخت ما را آنچنان حرمان عاشق سوز ما کز تنم‌آن کو نشان می‌جست خاکستر ندید

💡 میوه‌های نارس نوعی رنگ سبز میوه‌های رسیده رنگ آبی مایل به خاکستری تولید می‌کنند.

💡 فغان کز آتش غم استخوانم گشت خاکستر نماند آنهم که می‌کردم سگش را برگ مهمانی

💡 هر نفس غم پاره ای از جسم لاغر می برد همچو خاکستر که از پهلوی اخگر می برد

💡 مناطق خاکستری رنگ آب‌هایی هستند که به اقیانوس‌ها نمی‌ریزند، به جز این مناطق آب‌های سایر مناطق به رنگ‌های دیگر به اقیانوس‌ها راه دارند.

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز